تبليغاتX
نيش و سكوت و خلوت
تا انجايي كه نباشد الان
   

 

 no one shall be subjected to arbitrary arrest detention ore exile

  هیچ کس را نباید شکنجه یا رفتار یا کیفر

        ظالمانه و غیر انسانی یا تحقیر امیز قرار داد.(اعلامیه جهانی ماده ۵)

+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 21:36  توسط حاجی اقا  | 

پله پله تا ملاقات خدا!

 

بند به پایم زدند که بمانم
 
گسستم و رفتم
 

تو بال دادی‌ام برای رهایی

رها گشتم و ماندم!
 
 
برای پخته شدن

رو به عشق آوردیم

سوختیم!
 

چه غربت غریبی است

غربت عابری

که در کوچه‌های شهر خویش

غریبانه می‌خواند
 
 
باد می‌بردمان

پنداشتیم که خود می‌رویم

برباد شدیم!
 

چه عمری گذشت

تا باورمان شد

آنچه که باد برد، ما بودیم!
 
 

عبور نسیم برگ گل را لرزاند

توفان گذشت

سنگ ها با خبر نشدند!
 

برای وصف خاطرات

کلمان را یکی یکی مزه کرد

همه تلخ بود!
 
 

پی کلام مگرد!

آنچه می خواستی

نگاهت گفت!
 

یکی زود به ستوه می آید

زود می رنجد

زود می رود

زود بر می گردد

یکی به ستوه نمی آید

نمی رنجد

دیر می رود, برنمی گردد!
 
 
کنار تو می نشینم

چشمانت تقویم روزهای گذشته است

روزهای تلخ

این روزها را

از نگاه تو چگونه جدا سازم؟
 
 
آب را به جان شعله افکندند

شعله خاموش شد

آب بخار!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 0:49  توسط حاجی اقا  | 

ماه بالای سر آبادی است
اهل ابادی در خواب است
باغ همسایه چراغش روشن,
من چراغم خاموش.
یاد من باشد تنها هستم.
ماه بالای سر تنهایی است.
 سهراب

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 11:58  توسط حاجی اقا  | 

انسان از شکست‌های پیش آمده در تاریخ باید درس بگیرد و اگر افرادی مانند سلطان محمد خوارزمشاه باعث شکست‌های بسیار در ایران شده‌اند و انسان‌های ابلهی بوده‌اند، ما باید به جای حذف آنها از اقدامات آنها عبرت بگیریم.

این نظر یک نظر ناپخته‌ای است که از سوی افراد بیکار و کم‌سواد داده شده است. مگر می‌شود طی طرحی نام پادشاهان را از این مملکت حذف کرد که یک سری آدم بی‌معلومات برای شیرین زبانی در یک جلسه این نظر ناپخته را می‌دهند.

چند وقت پیش قانونی گذاشتند که عمل جراحی زنان را مردان نمی‌توانند انجام دهند. مگر ما چند جراح زن در ایران داریم که مردان را از انجام این کار منع می‌کنند. قانونی که هیچ وقت اجرا نشد همانگونه که حذف نام پادشاهان امکان‌پذیر نیست و غیرممکن به نظر می‌رسد.

پادشاهان از خود ما بوده‌اند و در میان مردم ایران قرار داشتند. در تمام دنیا تاریخ ملت‌ها به قرون قدیم، قرون وسطا، عصر جدید، قرون معاصر و عصر اتم و فضا تقسیم شده است و ما نمی‌توانیم این بخش‌ها را از تاریخ ایران حذف کنیم.

با این حرف‌ها و نظریه‌ها فقط وقت مملکت را هدر می‌دهیم. در حالی که امور مهم‌تری وجود دارد که می‌توان به آنها رسیدگی کرد. جزایر خلیج فارس که غیر از 4 جزیره بقیه به صورت متروکه درآمده‌اند، وضعیت مسکن جوانان، و وضعیت سیستان و بلوچستان و بسیاری دیگر از مشکلات را کنار گذاشته‌ایم و از روی بیکاری به تاریخ گیر داده‌ایم.

افرادی که به حذف نام پادشاهان می‌اندیشند می‌خواهند به تاریخ این مملکت ضربه بزنند و آینده را خراب کنند و بعد از چند سال عنوان می‌کنند که ما اشتباه کردیم.تقاضا دارم برای این آقایان بیکاره کار جور کنند تا این قدر به تاریخ گیر ندهند.

با این کار دیگر هیچ کس درس تاریخ را نمی‌خواند و دانش‌آموزان از درس تاریخ بدشان می‌آید. درس تاریخ مرده‌ترین درس ایران شده و علت آن هم نظریاتی است که اینگونه افراد داده‌اند.

                    اینم کاریکاتور حذف نام پادشاهان از کتب درسی

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 1:28  توسط حاجی اقا  | 

 لباس شخصی :

کدام گزینه را انتخاب میکنید؟

۱. وسیله ای شخصی مثل مسواک و تیغ

۲.مقداری لباس بلند و شکم

۳.ادم بی شخصیتی که با لباس خاصی شخصیت پیدا میکنه

۴.نوعی حیوون

۵.کسی که نگران مردم

۶.کسی که مردم از اون نگرانن

۷.چیری که اگه باشه بعضی هات نگرانی ندارن

۸.حقوق و مزایا بدون عقل

۹.یکی از نشانه های تهاجم فرهنگی

۱۰.کسی که تفنگ و جوب را به ناموسش ترجیح میدهد

۱۱.نوعی جلبک

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 21:45  توسط حاجی اقا  | 

   dictator

 

دیکتاتوری یا خودکامگی

نوعی قدرت مداری است که برخی از ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

  • در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر با بگذارد.
  • به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
  • نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
  • به‌کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
  • فرمان‌برداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
  • انحصار قدرت در دست یک نفر.
  • به‌کار بردن ترور به‌عنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 21:2  توسط حاجی اقا  | 

چه بوی عطر 

                زیبایی می دهد صبح!

                  بی شک تو از خواب بیدار شدی 

                                          ای همیشه الان من....ح

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 3:19  توسط حاجی اقا  | 

پشت سر گذاشته ام پل های تمنا را

و بی رغبتم بر آرزوهای گذشته.

همراهی ندارم جز رنج هایی که

میراث بی هودگی درون من اند،

و دیهیمی که گل های شادابش

بی رحم در تازش بوران های سرنوشت شوم فسرد.

اینک روز می سپارم غمناک و تنها

و چشم دوخته ام بر راهی که مرگ مرکب می راند

و باز می جویم نقشم را

در تنها برگ لرزان و دیرنده بر شاخسار لخت

که گوش سپرده است به زوزه ی زمستانی بورانی سیاه

و زخمی ش در پیکر اش  ! از سوز تا آخر باییز .                                                                                                                    Pushkin, Aleksander Sergeevich            ترجمه:بابک شهاب                                                    

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 2:28  توسط زاغچه  | 

جهان این بیداد پهناور

قریه تا قریه اشک

غریبه تا غریبه ترس!!

مترسک تا مترسک درد!

جهان این بیداد پهناور

مثل پروانه ای در مشت چه آسون میشه ما رو..................!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 1:25  توسط زاغچه  | 

اخرین برگ پاییز !

تو استوار به مان ...

خاطرات زخمی زمستان را

به بهار برسان....

+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 21:49  توسط حاجی اقا  | 

 

چه اعتماد به نفس مسمومی!

اين همه نشون دادن اعتراض و اعتصاب مردم تو كشوراي ديگه!

با يه بررسي ميشه فهميى كه معني دموكراسي  همينه

اجازه براي انتقاد!

 ما هم ميتونيم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 2:5  توسط حاجی اقا  | 

 

 

امید رضامیر صبافی وبلاگ نویس بود!

چند وقت پیش تو زندان گفتن سکته کرده!

عکس پیکر ش رو دیدم صورت داغون و ... به سکته ایها نمیخورد!

گفتن توهین به رهبری و نظام و متن ما را هم دوست بدار.....

مطمئنم که مسئو لای دلسوز و دیگران خیلی ناراحت شدن!

چون میدونن ققنوس اتیش میگیر ه و میسوزه اما از خاکسترش باز ققنوسی پدید میاد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 0:56  توسط حاجی اقا  | 

وقتي به جرم خدايي بالاي دارت ميكشند                                                                                                                                                         
و هق هق ِ حقت را سنگ ميزنند                                                                                                                                         
وقتي ، شعله هاي عشقت را به آتش ميكشند
مجنون تر شو!!                                                                                                                                      
هميشه كوچه هاي تاريخ براي "عصيان دل"
تنگ بوده!                                                                                                                                                                                                                                                  نوروزتون پر از گل و عشق

+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت 20:2  توسط زاغچه  | 

در راستاي اينكه امروز اجلاسي بود!كمك به غزه.....

كشور هاي مسلمان و داراي دين اومده بودن ايران!

هزينه ي دعوت اونا به ايران بماند!

خوبه كمك به غزه كنيم!؟ اينم عكسي از بندر عباس! زاغه نشينان مملكتمون!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 13:2  توسط حاجی اقا  | 

 
‏مصاحبه خبرنگار " راديو زمانه " با آيت الله العظمي منتظري ‏

(در تاريخ ‏1387/2/1‏)‏

 
‏خبرنگار: حضرت آيت الله منتظري ، با توجه به فضاي‏ ‏كنوني و دولت جديد، استفاده از نام امام زمان (عج) براي‏ ‏اهداف سياسي خيلي باب شده و همين طور شنيده شده كه‏ ‏در برخي جلسات صندلي خالي و بشقابي براي حضرت‏ ‏صاحب الامر(عج ) گذاشته مي‎شود. نظر حضرت عالي در اين‏ ‏مورد چيست ؟
‏ ‏آيت الله منتظري : اگر اين طور باشد كه شما‏ ‏مي‎فرماييد، نتيجه اش اين مي‎شود كه مردم هم به امام‏ ‏زمان (عج ) و ديگر امور ديني ايمانشان كم شود; و اين‏ ‏كه بخواهيم در امور سياسي از عقايد ديني استفاده‏ ‏ابزاري بكنيم كار غلطي است . من بارها عرض كرده ام‏ ‏كه در زمان شاه هر كار مي‎كردند - كه كار خلاف زياد‏ ‏مي‎كردند - اما به اسم دين و مذهب نبود و دين و‏ ‏مذهب را ابزار قرار نمي دادند. ولي حالا متأسفانه‏ ‏افرادي را بازداشت مي‎كنند، براي آنها پرونده‏ ‏مي‎سازند و اينها همه به اسم دين و اسلام انجام‏ ‏مي‎شود و در نتيجه سبب بدبيني جوانان به اسلام و‏ ‏دين مي‎شود. درباره حضرت حجت (عج ) هم‏ ‏همين طور است . نبايد از نام آن حضرت استفاده‏ ‏ابزاري كرد. حتي من ديدم كه گاهي اوقات صحبت‏ ‏مي‎شود كه برخي مي‎خواهند براي ظهور ايشان گروه‏ ‏استقبال ، و حتي مسير حركت آماده كنند; اينها كار‏ ‏درستي نيست . اين كارهاي سبك و سوء سبب مي‎شود‏ ‏كه مردم و مخصوصا جوانان نسبت به امور ديني و‏ ‏حضرت حجت (عج) و ديگر امور، بدبين شده و‏ ‏ايمانشان كم شود; به ويژه اين قسم كارها اموري است‏ ‏كه موجب لوث ، وهن و تضعيف عقايد مي‎شود.

‏ ‏
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 12:33  توسط حاجی اقا  | 

 

تا راه قلندری نپویی نشود

                                   رخساره بخون دل نشویی نشود

سودا چه پزی تا که چو دلسوختگان

                                         آزاد به ترک خود نگویی نشود

                                                                                      حضرت خیام

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 1:43  توسط حاجی اقا  | 

از سری داستانهای کوتاه(حسام .ن)

قسمت اول

سردمه!

تازه فهميدم كه كلي هم نخوابيدم و همش فکرمی کردم که چرا سردمه! حال نگاه كردن به ساعتم روندارم.

خودم وكش وقوس دادم وبه زور رفتم كنار پنجره. به اسمون نگاه كردم ٬ ابر هاي بي جون و بيرنگ

 بودن  كه هي بيشتر ميشدن .

 همیشه از کلاغ ها میترسیدم!اين سري تعطيلات اخر هفته اصلا خوب نبود!يك هفته اي مي شد كه از خونه

بيرون نرفته بودم. اما كوچه مثل هميشه نبود! مثل روح ديده ها رنگم پريد! بوي بدي به مشامم ميرسيد.

بلافاصله لباسهام و پوشيدم وپله هارو چهار تا يكي كردم                                           

باورش سخت بود،ديدن كوچه برام مثل يه كابوس بود.

 حدس ميزدم كه بالااخره اتفاق ميافته! اره همه مردن مثل اينكه!!

كفش نپوشيدم رفتم وسط كوچه. بطري شكسته اي كف پام و خراش داد.اوه لعنتي!

 خون از كف پاهام به كف زمين ميچسبه و شلوارم زیر پام میاد و زمین و جارو میکنه.

اااه اين مجسمه ي لعنتي چند ساله كه اينجا خشكش زده!!؟

از پاهام خون مياد،دست ميكشم  كف پام و ميمالم به صورت و دهن مجسمه.اينطوري واقعي تر ميشه!!

اول روز بود ، اونقدر راه رفتم شب شد!!هوس قهوه كردم ميرم كافه ي اول خيابون.

صاحب كافه مرده بود و كلي روزنامه ي قديمي كنارش بود!شايد نبش قبر ميكرد خاطره هارو!!            

راستي هواسم نبود ! انگار فقط منم كه تو اين شهرم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 1:54  توسط حاجی اقا  | 

 

آن‌چنان خسته‌ام   
كه
وقتي تشنه‌ام
با چشمهاي بسته
فنجان را كج مي‌كنم
و آب مي‌نوشم
آخر اگر كه چشم بگشايم
فنجاني آنجا نيست 

بيدارتر از آن‍َم
كه چشم بگشايم
و بخواهم تو را ببينم
و ببينم
كه تو نيستي
در كنارم.

زمينه
در خاك مردگان،
ديگر
بر سطح نيستند
ايشان
سطحي هستند
كه بر خاك زندگان،
بر آن
گام مي‌نهند.

اریش فرید

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 15:25  توسط حاجی اقا  | 

 

برچهره ي پر لك و پيس باران

 مي سايم چهره

مي كشم انتظار هنوز!

ارامم!

ارام تر از نبض يك مرده!

باز روشن خواهم كردخم ابرو به اتش...

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 0:1  توسط حاجی اقا  | 

aa

برگ های تازه به دوران رسیده زود خشک می شوند!

بیرون باد بی رحم است!

سلام نکن!

مهم نیست برایم که کیستی...

سگی کنار دیوار میلرزد از ترس!

در اغوشش میگیرم! حسام

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 1:52  توسط حاجی اقا  | 

گور دسته جمعی در عراق

بي شك او هم خدايي دارد!!

خاك گورم را به هم بريز

خانه ي دل مادرم را كه پنهاني برايم اشك ميريزد ويران كن!

چه كسي از من بگويد!؟

تاريخ چه زيبا پيدا ميشود در چهره ي غمگين مادرش!

نه سنگ بر مزار دارم نه ...ا هم با هم بوديم چه بسا مفيد تر!!

اينك چه بي نام و نشان كردند مارا و خود خون خنك مينوشند!! حسام

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 1:1  توسط حاجی اقا  | 

 

اين دفعه ياد اوري ده ي فجر با جديت و اب و تاب خاصي شروع شد!

از ماه ها قبل!

پا فشاري سرد!

مثل معشوقه هايي كه از چشم هم افتاده اند و سعي در اثبات هم دارند!

به قول سعدي از دست خويشتن....

عاشق تاريخ خودم هستم! چونكه متنفر ترم ميكنه به تاريخ خودم!!

مثل نوشته ي جان كريستف كه گفت: بيچاره ازادي ،اين جهان براي تو نيست!

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 20:13  توسط حاجی اقا  | 


آي ... انسان!

اي سوار سركش مغرور!

اي شتابان رهرو گمراه!

اي بغفلت مانده ي خود خواه!

چشم سر بربند

چشم دل بگشاي

اين طلاها غارتي از رنگ زرد دردمندانست

اينهمه ياقوت آتش رنگ-

آيتي از خون دلهاي پريشانست

توده ي سيمين مرواريد-

يادگار صد هزاران چشم گريانست

آي... انسان! سركشي بس كن

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 2:3  توسط زاغچه  | 

یادم میاد یکی از دخترای فامیل از دوره ی راهنمایی و دبیرستان

 از یه دختری حرف میزد!!!

میگفت که با کسی نمیتونست رابطه برقرار کنه!

از دختر و پسر متنفر بود و میگفت که چی  ادم با یه پسر حرف بزنه!!

نه بیرون میومد نه تولد نه عروسی...

هیچی اقا سرتو درد نیارم تا اینکه همون دختره دم پارک ملت درس ۷ سال بعد

دخترارو میگرفت!!

اها یادم رفت بگم: ارزوش بود که پلیس بشه!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 1:32  توسط حاجی اقا  | 

هرجا كه بايد سر مبارك را به كار بياندازيد٬

غيبتان مي زند!

پای کوبی و جشن نگیرید!!

مي گذاريد گرگها به جاي شما فكر كنند.

كلاغ پيش شما پادشاست كه دايم سر هم كلاه ميگذاريد.

برادري گرگها!!

شما پشتتان را مي كنيد تا بر شما سوار شوند.

در بسترهايتان پشت سنگر دروغ مي گرييد!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 1:23  توسط حاجی اقا  | 

حتي من بي تو  هم ميتوانم جان دهم...

         جان نكن!من براي لحظه هاي تو نمي ميرم!

                  چقدر دوستداشتني هستي براي سلام نكردن.

   خودمان را به كوچه ي چپ بزنيم و راست راست راه برويم!

                                                                            حسام

 

 

 سگي صاحبش مرد !!    

    باد زوزه اش را خورد! 

                            حسام

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 2:39  توسط حاجی اقا  | 

 

مترسک!

حالم را نمی دانم چطور؟

            اما

                  چشمهایم را ببین...

   تو میفهمی!

       ریشه ای که هست هنوز در حوالی دلم.ح.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 0:55  توسط حاجی اقا  | 

 

يه فنجون چاي و اندكي دود تنهايي!

نفسهايم چه زياد شدن دم مردن!

چه هراس انگيز است نتوانستن بودن....

چه خيالها پا بر دوشم گذاشته اند...

چيزي نيست

               حوصله اي نيست

 شايد

همين يك لحظه است كه

                 دائم از نوشتن مي خواهم!

ابرهاي ادمي گاه انقدر تيره ميشوند

كه نوري نبارد بهتر است....ح.

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 17:27  توسط حاجی اقا  | 

 

داستان شاه می بخشه و شاقلی نمی بخشه و همه می دونیم!!

کاسه ی داغ تر از اش شدن هم همینطور....

 اسرائیل ول کرده ما ول نمی کنیم!

تجمعات خود جوووش دانشجویان بسیجی و چیزای دیگه!

خوب اینم یه نوع فرار از واقعیتهای جامعه ی خودمونه.

کمک میکنیم با پول خودمون غزه رو از نو می سازیم!!

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 3:45  توسط حاجی اقا  | 

    کلمات بسیار....

            فضیلت را میازارد!

                بی کلامی موثر تر است.....

+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 23:5  توسط حاجی اقا  |