<-BlogTitle->
|
<-BlogDescription-> |
|
تا انجايي كه نباشد الان
|

همه میخواهند با یک نفر دیگر بخوابند
آنها برای گروه صف میکشند
پس من با تو میخوابم
آنها دلشان برای ما تنگ نخواهد شد
مترجم:لیلا فیاضی
نامات را که مینویسم
ورقهای زیر دستام غافلگیرم میکنند
آب دریا از آن میجوشد
وقتی آنچه نوشتهام را پاره میکنم،
کاغذ پارههایام
قطعههایی از آینهی نقره میشوند
مانند ماهی که روی میزم بشکند
بیاموز مرا چگونه بنویسم از تو
یا
چگونه فراموشت کنم.
«غادةالسمّان» مترجم: فاطمه ابوترابیان
پیشکش خواهم کرد، چشمانم را
به رهگذران کابوس شبانه
فرشتگانی هستیم
که ریشه میدوانیم آنجا که کسی خوابش را هم نمیبیند
خانه خالی است
و گوش هم
میتوانی بمیری
آنگاه موسیقی
به اوج گرفتن ادامه میدهد...لوچیا استرادا