تبليغاتX
نيش و سكوت و خلوت
تا انجايي كه نباشد الان

    کلمات بسیار....

            فضیلت را میازارد!

                بی کلامی موثر تر است.....

+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 23:5  توسط حاجی اقا  | 



ندارم چشم من، تاب نگاه صحنه سازيها

من يكرنگ بيزارم، از اين نيرنگ بازيها

زرنگي، نارفيقا! نيست اين، چون باز شد دستت

رفيقان را زپا افكندن و گردن فرازيها

تو چون كركس، به مشتي استخوان دلبستگي داري

بنازم همت والاي باز و، بي نيازيها

به ميداني كه مي بندد پاي شهسواران را

تو طفل هرزه پو، بايد كني اينتركتازيها

تو ظاهرساز و من حقگو، ندارد غير از اين حاصل

من و از كس بريدنها، تو و ناكس نوازيها

رحيم معيني كرمانشاهي
+ نوشته شده در  جمعه 27 دی1387ساعت 2:16  توسط زاغچه  | 

 پدر تو تكثير يه درد دوباره اي

   پدر تو خشم كوچه اي كه تو مشتته!

        پدر تو شاهد نسلي هستي كه پشتته!

      روزي كه صادق و به جرم خود كشي كشتن!

    ستاره ديگه تو اسمون نبود تو اوين بود.

           زيرپاي تك تك بچه ها مين بود.

تموم پنجره ها بسته شد

اميد يه نفس راحت كشيدن تباه شد!

برادر برادر و فروخت و پدر مادرو

 به لجن كشيدن هر چي اعتقاد و باورو....شاهین نجفی

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 دی1387ساعت 0:25  توسط حاجی اقا  | 

              

به راستی!! 

 همه چیز در جهان برای بودن آدمیست

 و درد آن است که بودن خود برای چیست؟

 چه خنده آورن  آنها که بودن خویش را در جهان

  ابزار چیزی قرار دادن  که خود ابزار بودن آنهاست !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 دی1387ساعت 0:6  توسط زاغچه  | 

Lunchtime Scene
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 3:50  توسط حاجی اقا  | 

احتمالا هر نسلي خويشتن را عهده دار باز ساختن جهان مي‌بيند

. اما نسل من مي‌داند كه دنيا را از نو نخواهد ساخت،

و به همين دليل شايد تكليفي سنگين‌تر بر دوش داشته باشد،

 زيرا موظف به باز داشتن جهان از نابود كردن خويش است.

 نسل من وارث تاريخي فاسد و در آميخته با انقلاب‌هاي آفت زده و صناعت‌هاي به خطا رفته

 و خدايان مرده و ايدئولوژي‌هاي فرسوده است و ناچار بوده

، به غير از منفي‌نگريهاي خود، از هيچ شروع كند و دست كم،

برخي كرامت زندگي و حرمت مرگ را دوباره پي بريزد...

شايد هيچگاه موفق نشود اين كار عظيم را به پايان ببرد،

 ولي به تحقيق در سراسر عالم براي اين كه خويشتن را سزاوار راستي و آزادي نشان دهد

 به ميدان رفته است و گاهي حتي ثابت كرده است كه مي‌تواند

 با سينه‌اي تهي از كينه و نفرت جان خود را فدا كند

+ نوشته شده در  جمعه 20 دی1387ساعت 20:50  توسط حاجی اقا  | 

پاییز جان! چه شوم،
چه وحشتناك
اینك، بر این كناره ی دشت، اینك
این كوره‌راه ساكت بی‌رهرو
آنك، بر آن كمركش كوه، آنك
آن كوچه باغ خلوت و خاموشت
از یاد روزگار فراموشت
پاییز جان! چه سرد،‌ چه دردآلود
چون من تو نیز تنها ماندستی
ای فصل فصل‌های نگارینم
سرد سكوت خود را بسراییم
پاییزم! ای قناری غمگینم …

+ نوشته شده در  جمعه 20 دی1387ساعت 20:37  توسط حاجی اقا  | 

تصویر

چند روز پیش ، خانم یولیا واسیلی یونا ، معلم سر خانه ی بچه ها را به اتاق کارم دعوت کردم.

 قرار بود با او تسویه حساب کنم. گفتم:

ــ بفرمایید بنشینید یولیا واسیلی یونا! بیایید حساب و کتابمان را روشن کنیم …

 لابد به پول هم احتیاج داریداما آنقدر اهل تعارف هستید

 که به روی مبارکتان نمی آورید … خوب …

قرارمان با شما ماهی 30 روبل … ــ نخیر 40 روبل … !

ــ نه ، قرارمان 30 روبل بود … من یادداشت کرده ام … به مربی های بچه ها همیشه 30 روبل می دادم …

خوب … دو ماه کار کرده اید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 20 دی1387ساعت 3:30  توسط حاجی اقا  | 

 

See full size image

 

بدين‌سان آنكه آدمي را در حد و اندازه ماده مي‌نگرد

  در حقيقت از ديدگاه راهزن طراز اول بشريت در خود نظاره مي‌كند!

 ابليس به پندار مولانا فهمي از پيوند نهاني و عاشقانه آدمي با خداوند نمي‌تواند كرد،

  اين معني به راستي مي‌تواند مساله‌‌آموز مي‌شود به راستي ما خود توانسته‌ايم

   از افقي فراتر از شيطان خودمان را نگاه كنيم.

آن دم بنگر مبين تو آدم

تا جانت به لطف در رباييم

ابليس نظر جدا جدا داشت

پنداشت كه ما ز حق جداييم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 دی1387ساعت 2:2  توسط حاجی اقا  | 

پنجره

بس است هر چه زمین از من و تو بار کشید

                                          باید جایی کنار کشید!!

    چقدر میتوان بر روی این دیوار

به جای پنجره

                         نقاشی بهار کشید؟!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت 23:17  توسط زاغچه  | 

 

دهقان فداکارم پیر شد!

 راستی! چوپان دروغگو عزیز شده.

 شنگول و منگولم گرگ شدن.

شیرین دیگه فرهاد و پیچونده با اون یکی رفته اسکی!

کبری هم تصمیم گرفته دماغ و عمل کنه!!

واقعا درد ما چیه؟؟

تو این طنزای ساده چیه؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 دی1387ساعت 0:7  توسط زاغچه  | 

ادمی تنهاست!

سوگند میخورم...

   خدا هم تنهاست....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 2:14  توسط حاجی اقا  | 

      من دليلش رو ميدونم

                          كه تو پشت من حرف ميزني

يكي رو لاي جمعيت داشتم

                                     كه كنار تو بود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 1:17  توسط حاجی اقا  | 

 

شايد باور نكنيد اما اگر نماينده‌ اصلاح‌طلب مجلس هشتم بودم به طرح استيضاح آقاي دكترعلي كردان راي كبود مي‌دادم و با بركناري وزير كشور مخالفت مي‌كردم!

شايد تعجب كنيد اما پيش از آن كه قضاوت كنيد به اين استدلال توجه كنيد:

دولت آقاي دكترمحمود احمدي نژاد اصول‌گراترين دولت پس از انقلاب اسلامي شناخته مي‌شود. دولتي كه از نظر حاميان اصول‌گرايش حتي نسبت به دولت شهيد رجايي – كه دكتر محمود احمدي نژاد تشبه به او مي‌جويد – اصول‌گراتر است؛ يعني از بهزاد نبوي و محمدعلي نجفي – اعضاي كابينه شهيد رجايي – در اين دولت خبري نيست همچنان كه با وجود حاكميت ارزش‌گرايي در دولت ميرحسين موسوي يا گرايش راست‌گرايي در دولت هاشمي رفسنجاني اين دو دولت هرگز اصول‌گرا شناخته نمي‌شدند. اصول‌گرايي دولت دكترمحمود احمدي نژاد هنگامي بهتر درك مي‌شود كه آن را با عرفي‌گرايي دولت سيدمحمد خاتمي قياس كنيم و هشدارهاي رسمي درباره نفوذ سكولاريسم در دولت جمهوري اسلامي را به زبان و بيان سران نظام جدي بگيريم. به ياد داريم كه حذف معاونت پرورشي در وزارت آموزش دولت خاتمي چه جنجالي برانگيخت يا سياست درهاي باز وزارت فرهنگ در آن دولت چه واكنش‌هايي را در پي داشت. بنابراين اكنون كه اصول‌گرايان به دولت دست يافته‌اند بديهي است كه لحظه‌اي در جهت بسط دينداري ترديد نكنند و با عبور از سكولاريسم جامعه‌ ايران را ديندارتر كنند. گرچه زود است و هنوز از كرامات اين دولت بسيار مانده است اما كافي است به مناسبت استيضاح اخير، كارنامه ديني دولت يا رابطه دين و دولت در عصر رياست جمهوري دكترمحمود احمدي‌نژاد را مرور كنيم تا دريابيم آيا به راستي آن گونه كه دغدغه سران نظام بوده است از سكولاريسم دور شده‌ايم يا در آغوش آن خفته‌ايم و خود خبر نداريم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 0:32  توسط حاجی اقا  |