تبليغاتX
نيش و سكوت و خلوت
تا انجايي كه نباشد الان
در راستاي اينكه امروز اجلاسي بود!كمك به غزه.....

كشور هاي مسلمان و داراي دين اومده بودن ايران!

هزينه ي دعوت اونا به ايران بماند!

خوبه كمك به غزه كنيم!؟ اينم عكسي از بندر عباس! زاغه نشينان مملكتمون!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 13:2  توسط حاجی اقا  | 

 
‏مصاحبه خبرنگار " راديو زمانه " با آيت الله العظمي منتظري ‏

(در تاريخ ‏1387/2/1‏)‏

 
‏خبرنگار: حضرت آيت الله منتظري ، با توجه به فضاي‏ ‏كنوني و دولت جديد، استفاده از نام امام زمان (عج) براي‏ ‏اهداف سياسي خيلي باب شده و همين طور شنيده شده كه‏ ‏در برخي جلسات صندلي خالي و بشقابي براي حضرت‏ ‏صاحب الامر(عج ) گذاشته مي‎شود. نظر حضرت عالي در اين‏ ‏مورد چيست ؟
‏ ‏آيت الله منتظري : اگر اين طور باشد كه شما‏ ‏مي‎فرماييد، نتيجه اش اين مي‎شود كه مردم هم به امام‏ ‏زمان (عج ) و ديگر امور ديني ايمانشان كم شود; و اين‏ ‏كه بخواهيم در امور سياسي از عقايد ديني استفاده‏ ‏ابزاري بكنيم كار غلطي است . من بارها عرض كرده ام‏ ‏كه در زمان شاه هر كار مي‎كردند - كه كار خلاف زياد‏ ‏مي‎كردند - اما به اسم دين و مذهب نبود و دين و‏ ‏مذهب را ابزار قرار نمي دادند. ولي حالا متأسفانه‏ ‏افرادي را بازداشت مي‎كنند، براي آنها پرونده‏ ‏مي‎سازند و اينها همه به اسم دين و اسلام انجام‏ ‏مي‎شود و در نتيجه سبب بدبيني جوانان به اسلام و‏ ‏دين مي‎شود. درباره حضرت حجت (عج ) هم‏ ‏همين طور است . نبايد از نام آن حضرت استفاده‏ ‏ابزاري كرد. حتي من ديدم كه گاهي اوقات صحبت‏ ‏مي‎شود كه برخي مي‎خواهند براي ظهور ايشان گروه‏ ‏استقبال ، و حتي مسير حركت آماده كنند; اينها كار‏ ‏درستي نيست . اين كارهاي سبك و سوء سبب مي‎شود‏ ‏كه مردم و مخصوصا جوانان نسبت به امور ديني و‏ ‏حضرت حجت (عج) و ديگر امور، بدبين شده و‏ ‏ايمانشان كم شود; به ويژه اين قسم كارها اموري است‏ ‏كه موجب لوث ، وهن و تضعيف عقايد مي‎شود.

‏ ‏
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 12:33  توسط حاجی اقا  | 

 

تا راه قلندری نپویی نشود

                                   رخساره بخون دل نشویی نشود

سودا چه پزی تا که چو دلسوختگان

                                         آزاد به ترک خود نگویی نشود

                                                                                      حضرت خیام

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 1:43  توسط حاجی اقا  | 

از سری داستانهای کوتاه(حسام .ن)

قسمت اول

سردمه!

تازه فهميدم كه كلي هم نخوابيدم و همش فکرمی کردم که چرا سردمه! حال نگاه كردن به ساعتم روندارم.

خودم وكش وقوس دادم وبه زور رفتم كنار پنجره. به اسمون نگاه كردم ٬ ابر هاي بي جون و بيرنگ

 بودن  كه هي بيشتر ميشدن .

 همیشه از کلاغ ها میترسیدم!اين سري تعطيلات اخر هفته اصلا خوب نبود!يك هفته اي مي شد كه از خونه

بيرون نرفته بودم. اما كوچه مثل هميشه نبود! مثل روح ديده ها رنگم پريد! بوي بدي به مشامم ميرسيد.

بلافاصله لباسهام و پوشيدم وپله هارو چهار تا يكي كردم                                           

باورش سخت بود،ديدن كوچه برام مثل يه كابوس بود.

 حدس ميزدم كه بالااخره اتفاق ميافته! اره همه مردن مثل اينكه!!

كفش نپوشيدم رفتم وسط كوچه. بطري شكسته اي كف پام و خراش داد.اوه لعنتي!

 خون از كف پاهام به كف زمين ميچسبه و شلوارم زیر پام میاد و زمین و جارو میکنه.

اااه اين مجسمه ي لعنتي چند ساله كه اينجا خشكش زده!!؟

از پاهام خون مياد،دست ميكشم  كف پام و ميمالم به صورت و دهن مجسمه.اينطوري واقعي تر ميشه!!

اول روز بود ، اونقدر راه رفتم شب شد!!هوس قهوه كردم ميرم كافه ي اول خيابون.

صاحب كافه مرده بود و كلي روزنامه ي قديمي كنارش بود!شايد نبش قبر ميكرد خاطره هارو!!            

راستي هواسم نبود ! انگار فقط منم كه تو اين شهرم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 1:54  توسط حاجی اقا  | 

 

آن‌چنان خسته‌ام   
كه
وقتي تشنه‌ام
با چشمهاي بسته
فنجان را كج مي‌كنم
و آب مي‌نوشم
آخر اگر كه چشم بگشايم
فنجاني آنجا نيست 

بيدارتر از آن‍َم
كه چشم بگشايم
و بخواهم تو را ببينم
و ببينم
كه تو نيستي
در كنارم.

زمينه
در خاك مردگان،
ديگر
بر سطح نيستند
ايشان
سطحي هستند
كه بر خاك زندگان،
بر آن
گام مي‌نهند.

اریش فرید

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 15:25  توسط حاجی اقا  |