<-BlogTitle->
|
<-BlogDescription-> |
|
تا انجايي كه نباشد الان
|
احتمالا هر نسلي خويشتن را عهده دار باز ساختن جهان ميبيند
. اما نسل من ميداند كه دنيا را از نو نخواهد ساخت،
و به همين دليل شايد تكليفي سنگينتر بر دوش داشته باشد،
زيرا موظف به باز داشتن جهان از نابود كردن خويش است.
نسل من وارث تاريخي فاسد و در آميخته با انقلابهاي آفت زده و صناعتهاي به خطا رفته
و خدايان مرده و ايدئولوژيهاي فرسوده است و ناچار بوده
، به غير از منفينگريهاي خود، از هيچ شروع كند و دست كم،
برخي كرامت زندگي و حرمت مرگ را دوباره پي بريزد...
شايد هيچگاه موفق نشود اين كار عظيم را به پايان ببرد،
ولي به تحقيق در سراسر عالم براي اين كه خويشتن را سزاوار راستي و آزادي نشان دهد
به ميدان رفته است و گاهي حتي ثابت كرده است كه ميتواند
با سينهاي تهي از كينه و نفرت جان خود را فدا كند