تبليغاتX
نيش و سكوت و خلوت - یه لحظه!
تا انجايي كه نباشد الان

 

يه فنجون چاي و اندكي دود تنهايي!

نفسهايم چه زياد شدن دم مردن!

چه هراس انگيز است نتوانستن بودن....

چه خيالها پا بر دوشم گذاشته اند...

چيزي نيست

               حوصله اي نيست

 شايد

همين يك لحظه است كه

                 دائم از نوشتن مي خواهم!

ابرهاي ادمي گاه انقدر تيره ميشوند

كه نوري نبارد بهتر است....ح.

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 17:27  توسط حاجی اقا  |