<-BlogTitle->
|
<-BlogDescription-> |
|
تا انجايي كه نباشد الان
|
یادم میاد یکی از دخترای فامیل از دوره ی راهنمایی و دبیرستان
از یه دختری حرف میزد!!!
میگفت که با کسی نمیتونست رابطه برقرار کنه!
از دختر و پسر متنفر بود و میگفت که چی ادم با یه پسر حرف بزنه!!
نه بیرون میومد نه تولد نه عروسی...
هیچی اقا سرتو درد نیارم تا اینکه همون دختره دم پارک ملت درس ۷ سال بعد
دخترارو میگرفت!!
اها یادم رفت بگم: ارزوش بود که پلیس بشه!!